X
تبلیغات
رایتل
حالِ منِ خراب - برداشت
اینجا همه برداشت ها شخصی است.
حالِ منِ خراب
جمعه 19 خرداد 1396 ساعت 08:09 | نوشته ‌شده به دست پرنیان خان زاده

چو تشنه ای سرگردان، در بیابان هایِ وهم آلودِ تردید، از پی هر سرابی دوانم، مگرم قطره ای از سرچشمه شیدایی بنوشانی.

ای ساقی دریاپوش، اینجا کسی است از دره ها گذشته، در میان گرگان خفته و هم بالین شیطان شده، دستی برافشان، باران شو، ببار، بر این آشفته حالِ خوابگرد. بر این پریشانِ شب بین، بر این دیوانه خوی، بوی قبای شمس بیافشان. یعقوبم، چشم به راه، زلیخایم، دین و دل و دنیا داده، یوسفی از خزانه غیب عطایم کن. آه راه تاریک و من از باده دوشین مست، گیسوی نگارم برسان. 

بار سلطانا، بار مولانا، بنواز

"بزن این زخمه

بر آن سنگ

بر آن چوب،

بر آن عشق، که شاید بردم راه به جایی...(شفیعی کدکنی)"


چاپ این مطلب: کلیک کنید

(1 لایک)
نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
 
آمار
بازدیدکنندگان : 2928