X
تبلیغات
رایتل
درباره یک دیدگاه - برداشت
اینجا همه برداشت ها شخصی است.
درباره یک دیدگاه
یکشنبه 25 تیر 1396 ساعت 10:27 | نوشته ‌شده به دست پرنیان خان زاده

یقینا همه ما برای از دست دادن مریم میرزاخانی ناراحتیم و من مطمئنم در این فضای تاثر و اندوه هیچ کس نمی خواهد حتی ناخواسته نمکی به این زخمِ عمیق بپاشد. اتفاقی که مرا به واکنش و نوشتن واداشت اما، علاقه شخصی ام به مریم و یا حتی فوت زودهنگام او نبود. بلکه خواندن دیدگاهی در امن ترین و وزین ترین فضایی که در دنیای بی در و پیکر مجازی می شناسم بود. دوستی کامنتی گذاشته بودند و با ادبیات رفیع ازین که خاکِ ایران خون فرزندان پاکش را می خورد گلایه کرده بودند و در میانه اشاره کردند که یکی از اساتیدشان تصریح فرمودند که "بعیده که دیگه زنی بتونه حائز چنین رتبه ای بشه."

نمی دانم کدام دلگیرکننده تر است. بازگویی این سخنان از فردی که مخاطب و دانشجوی آن فضاست و یا بیان آن سخن از فردی که لقب سنگین استادی را با خود حمل می کند و مطمئنا در طی سالیان دختران و پسران با استعداد زیادی را تعلیم داده است.

اما چرا؟

چیزی در زن بودن هست که مانع کسب درجات علمی است؟

آیا اینکه زنان به جبر زمانه و یا ایثار خودخواسته در خانه ها ماندند، محیطی آرام و امن را بوجود آوردند و جسم و جانشان را برای پرورش فرزندانمان گذاشتند تا مردان بتوانند بدون دغدغه به فتح قله های علم و ادب بپردازند حاکی از ناتوانی آن هاست؟

آیا این که زنان مجبورند در محیط های کاری هم "مردانه" حضور پیدا کنند چرا که برخی فکر می کنند "زنانگی" مختص اتاق خواب است، کم دردی نیست؟

آیا همین برای زنان کافی نیست که در ابتدای جوانی باید در دوراهی "مادر بودن" یا "ارتقاء شغل و کارآفرینی" یکی را انتخاب کنند؟ و تا بوده "فرزندداری" وظیفه زن بوده است در حالی که کمتر مردی لازم دانسته بین پدری و اشتغالش تمایزی قائل شود.(+ و +)

بحث را به موانع داخلی نمی کشم که مثنوی هفتاد من کاغذ می شود و برای کسی هم که دیده ی بینا داشته باشد گفتنش ضرورت ندارد.

به هیچ وجه هم نمی خواهم نقش خود زنان را در شکل گیری این فضا نادیده بگیرم که اگر دردم از آنها بیشتر نباشد یقینا کمتر نیست. اما شاید بهتر باشد در این شرایط همدیگر را کمی بیشتر درک کنیم و در روزنه این تفاهم دوشادوش هم فعالیت کنیم.چراکه در دنیایی که هر لحظه آبستن اتفاقی نو است، حذف یک جنسیت می تواند گامی و در مواردی مثل مریم ها گام ها، پیشرفت بشریت را به عقب براند.


پی نوشت: برای نوشتن این متن با خودم خیلی کلنجار رفتم، یک روز به خودم فرصت دادم و سه بار آن کامنت را خواندم تا مطمئن شوم باید این حرف ها را بزنم. البته خواندن نوشته های دوستانم حالم را خوش تر کرد و صدالبته به رفع فضای تبعیض امیدوار تر.   

به نام زن

مریم میرزاخانی، کسی که 40 سال زندگی کرد.

مجموعه ای از بی حوصلگی ها و مرگ مریم

وقتی یک نور خاموش می شود

نوشته زیبای اینگمار برگمان درباره مرگ

چرا باید خاموش شدن مریم را به خورشید تسلیت گفت؟


پی نوشت بعدی: عکس زیر یکی از زیباترین و امیدبخش ترین عکس هایی است که این چند سال دیده ام.



موگرینی به همراه چهار زن که اکنون وزیر دفاع و فرمانده نیروهای مسلح چهار کشور بزرگ اروپا،اسپانیا، ایتالیا، فرانسه و آلمان، هستند.

منبع : ایلنا

چاپ این مطلب: کلیک کنید

(2 لایک)
نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
 
آمار
بازدیدکنندگان : 2928