X
تبلیغات
رایتل
رنج های کور - برداشت
اینجا همه برداشت ها شخصی است.
رنج های کور
سه‌شنبه 10 مرداد 1396 ساعت 20:12 | نوشته ‌شده به دست پرنیان خان زاده

امروز که با خودم کمی درگیر بودم و دنبال ریشه احوالات چند روز گذشته ام بودم، به مفهوم جدیدی برخوردم که اسمش را گذاشتم رنج های کور. داستان از "در جست و جوی رنج ها" شروع شد. بعد از آن نشستم با خودم فکر کردم واقعا هر رنجی شکوفایی در پی دارد؟ 

و جواب یک نه بزرگ بود. می دانستم نه ولی چرا؟

بعضی رنج ها جنسشان شبیه باتلاق است، به جای اینکه از رهگذارشان به آسمان برسی، به درون زمین فرو میروی.

رنج هایی شبیه گره های کور که نه با دست باز می شوند و نه دندان بلکه همه هست و نیستت را درگیر سیاهی خودشان می کنند.

رنجی که از نشخوار برخی فکرها میبریم، نه از استخوان درد قدبلندی ها. 

فکرهای درباره نتوانستن ها، حسادت ها، زیاده خواهی ها. چشم بستن بر واقعیت است اگر بخواهیم این رنجها را مایه پرورش خود بدانیم . اینها جز تباهی نخواهند زایید.

آنچه اکنون واضح تر درک می کنم، نوع رنج هایی است که می بریم. رنجی بینا، که راه به سوی حقیقت و شکوفایی میبرد و رنجی کور که جز فسردگی در پی نخواهد داشت.


پی نوشت: عکس هیچ هم بی ربط نیست، این مفهوم وقتی مشغول آماده کردن این کیک سیب بودم در ذهنم متولد شد. از دستورش هم خبری نیست چون  که  امضای خاص من در قرارهای دوستانه است :)




چاپ این مطلب: کلیک کنید

(1 لایک)
نظرات (1)
چهارشنبه 11 مرداد 1396 ساعت 19:44
پرنیان
یه بار متن رو از اول به آخر خوندم. تقریباً یه بار هم‌از آخر به اول. آنچنان که دوست داشتم‌ بفهمم، حقیقتش نفهمیدم. فقط فهمیدم که گفتی با خودت درگیر بودی. منم الآن با خودم‌ درگیر شدم.
پی‌نوشت: آب دهنم‌ رو راه انداختی. والا انصاف نیست :-D
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خب شکر خدا به هدفم رسیدم، اصلا لذتی که در آزار مردم هست تو عفو نیست
راستش این مفهوم کم کم داره توی ذهنم جا میوفته. و این نوشته ها هم حاصل بررسی و ریز شدن توی احوالات خودمه. برای همین شاید مبهم و گیج کننده باشه. احتمالا ادامه دار هم خواهد بود.
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
 
آمار
بازدیدکنندگان : 2928