X
تبلیغات
رایتل
#بامتمم یا بدون متمم؟ - برداشت
اینجا همه برداشت ها شخصی است.
#بامتمم یا بدون متمم؟
چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت 11:48 | نوشته ‌شده به دست پرنیان خان زاده

نمیدانم دو هفته گذشته یا نه اما من هنوز گیج و گنگم(که البته این حالت معمول من است و تعجبی ندارد!). میل به نوشتن در وبلاگ هنوز توی وجودم هست و این را نشانه خوبی می دانم که بعد از این همه روز هنوز چیزی توی وجودم اینجا را صدا می زند.

این روزها اما حال و هوای دیگری هم توی سرم افتاده. و این سئوال که هر جا می روم جلوی چشمم است: تو متممی هستی؟

از اولین روزی که متوجه شدم قرار است متممی ها دور هم جمع شوند، می دانستم قرار نیست من توی جمع باشم. چون خودم را از آنها نمی دیدم. چون من به جای قوی سیاه و نسیم طالب دارم جان می کنم که عربی یادبگیرم و ملاصدرای شیرازی را بشناسم. چون بیشتر از دن آریلی، اقبال لاهوری را می شناسم. چون به جای فکر به کسب و کار، هر طور که بتوانم وقتم را خالی می کنم که مثنوی را بفهمم و دو زانو پای درس گفتارهای سروش می نشینم.

من دغدغه هایم از جنس متممی ها نیست. حتی واقعا نمی دانم هدفم چیست ولی می دانم چیزی توی وجودم مرا به قرن ها پیش می کشاند و تا آبی از آن سرچشمه ننوشم آرام نمی گیرم. همین آرام نمی گیرم و قرار ندارم! هیچ نیروی محرکی که آینده را نشان گرفته و به من از رسیدن به جای خاصی سخن می گوید مرا به آن سو نمی خواند.

من همیشه توی متمم جا مانده ام! چون با وسواس بیش از حد درس هایش را تحلیل می کنم تا ببینم آیا به کار امروزم می آید؟ آیا نیازی را از من برطرف می کند؟ و گیر افتادن توی این سئوال ها همان و ته کلاس نشستن توی متمم همان!

من هنوزم تکلیفم با خودم و متمم یکی نیست و بیشتر از آن دوست ندارم "متمم زده" بشوم. یعنی بیوفتم توی فضایی که از جنس من نیست، کتابهایی را بخوانم که مالِ من نیست و فقط من را از من دور می کند. دوست ندارم بخاطر امتیاز آموزنده گرفتن تمرینی را حل کنم و یا حتی امتیازاتم به صد و پنجاه تای معروف! برسد. که اینطور اگر بشود حس می کنم خودم را دارم نابود می کنم و دست به خیانت زده ام.

این حرفها را نزدم که بگویم متمم را دوست ندارم که اصلا اینطور نیست فقط گاهی فکر می کنم متمم از جنس من نیست و من هم از جنس متممی ها...(که البته این احساس بوی نویی نمی دهد و سالهاست که در هر جمعی با آن آشنا هستم.)

زیادی سر درد دلم باز شد و به قول متمم "خودافشایی" کردم. برای همه دوستان عزیز و گرانقدرم که حتما وجودشان باعث روشنی امروز و فردای این دیار است آرزوی لحظاتی پر برکت در گردهمایی متممی ها می کنم.


بشنو این نی چون شکایت می کند

از جدایی ها حکایت می کند

کز نیستان تا مرا ببریده اند

در نفیرم مرد و زن نالیده اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

تا بگویم شرح دردِ اشتیاق

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش

بازجوید روزگار وصل خویش

( این ابیات کمی متفاوت از ابیاتی است که اغلب می خوانیم، اما دکتر سروش با تفسیر بسیار، اینگونه تصحیح شان کرده که من نوشتم.)




چاپ این مطلب: کلیک کنید

(2 لایک)
نظرات (2)
جمعه 27 مرداد 1396 ساعت 15:01
پرنیان جان
ببخشید که می‌خوم خودم را، به زور، لابه‌لای افکار شخصی‌ات وارد کنم.
خوشحال شدم که مدت زیادی نگذشت تا پست جدیدی نوشتی. همیشه از سبک نوشتن‌ات خوشم میاد. کلّاً وقتی می‌بینم هرکسی به سبک خودش می‌نویسه، لذت زاید الوصفی نصیبم می‌شه و تو این کار رو خوب بلدی.
تو هم به لحاظ سنی از من بزرگتری (هرچند که 18سال بیشتر نداری) هم به لحاظ تاریخ حضور در متمم. ولی می‌خواستم یه چیز بگم.
من کسی رو متممی می‌بینم که دغدغۀ رشد (نه پیشرفت) و یادگیری رو داره. یکی مثل محمدرضا می‌ره طرف نسیم طالب و مک لوهان، یه عده کورکورانه دنبالش می‌رن، یه عده آگاهانه از پیشنهاد محمدرضا خوشحال می‌شن و می‌رن ببینن این آدم‌هایی که او معرفی کرده به دردشون می‌خوره یا نه و یکی هم مثل تو می‌ره به دنبال سروش. به نظر من هیچ ایرادی نداره که کلیت دغدغه‌هامون یکی باشه ولی در مصداق باهم تفاوت داشته باشیم.
راجع به پاراگراف‌های بعدیت هم صحبت و درد دل زیاده ولی فکر می‌کنم بهتره زیپ دلم رو فعلاً بالا بکشم و به همینجا بسنده کنم.
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام سینا جان
اختیار داری، اتفاقا خیلی خوشحال شدم که نظرت رو دیدم و دقیقا میخوام بگم باهات هم نظرم.
محمدرضا شعبانعلی سبک زندگی خاصی رو به هیچ وجه به کسی القا نمی کنه بلکه روش پیدا کردن اون رو به ما یاد میده.
من خیلی به سختی و با چنگ و دندون علایقم رو پیدا کردم، شاید بخاطر همین باشه که خیلی مواظبت می کنم زمانم رو بخاطر افتادن توی جو خاصی از دست ندم و تا حد امکان سعی می کنم دست به حذف گزینه هایی بزنم که با جهتم هم راستا نیست.
به نظرم رشد وقتی حاصل میشه که هرس گزینه های نامرتبط با مسیر رو هم انجام بدی، حتی به سختی.
راستی خیلی بیشتر خوشحال میشم اگه هر درددلی داری اینجا بگی، من همیشه آماده شنیدن حرفهای دوستان خوبم هستم.
جمعه 27 مرداد 1396 ساعت 07:49
سلام
میشه از دکتر سروش بیشتر بگید. اینکه چرا اینقدر جذب او شدید؟
واقعیتش من در مورد ایشان چیزی مطالعه نکردم فقط انتقادات افراد مذهبی را نسبت به ایشان دیده ام و فکر میکنم شما حرف های خوبی برای زدن در خصوص ایشان داشته باشید. باتشکر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست گرامی
پیشنهاد می کنم سری به سایت ایشان و هم چنین کانال تلگرام و اینستاگرام تحت نظرشان بزنید و شخصا نگاهی به آراء ایشان بیاندازید. ممکن است با توضیحات من، که حتما آغشته به برداشتهای شخصی است، دچار پیش داوری ذهنی شوید و از درک حقیقت باز بمانید.
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
 
آمار
بازدیدکنندگان : 2928