X
تبلیغات
رایتل
در تکاپوی شناخت ماده - برداشت
اینجا همه برداشت ها شخصی است.
در تکاپوی شناخت ماده
دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت 16:18 | نوشته ‌شده به دست پرنیان خان زاده

پیش نوشت: این اراجیف ساخته ذهن خام و تعلیم ندیده من است. تنها برای ثبت استنتاجاتم و همچین رجوع به آنها برای تصحیح در آینده می نویسمشان. و کماکان ارزش خواندن ندارند.

 
آیا اشیا همانطور که وجود دارند درک می شوند؟ آیا اصلا می توان برای ماده اصالتی فرای ادراک ما متصور شد؟ و در یک کلام "ماده" چیست؟

دفترچه را گذاشتم جلوی دستم و به صندلی زل زدم. موضوع انشا: "صندلی چیست؟"

وسیله ای ساخته شده از چوب، پلاستیک، فلز، پارچه  و ... (بماند که وسیله باید تعریف بشود. پارچه و بقیه را هم عاجزم از توضیح. مثلا بگویم پارچه چیزی ساخته شده از الیافی است که در هم بافته شده اند و می تواند زبر و یا لطیف باشد و به همین ترتیب  بر اساس یک سری "صفات" آن را ریز ریز کنم و توضیح بدم. با واژه صفت کار دارم و بعدا دوباره به آن بر می گردم.)

از پایه هایی به شکل مکعب مستطیل با سطح مقطع کوچک و ارتفاع بلند که دو به دو روبه روی هم قرار دارند، تشکیل شده است.

یک تکه تخته مسطح ار جنس چوب یا پارچه روی چهار پایه قرار دارد به صورتی که  سطح مقطع بالایی هر چهارپایه را می پوشاند و نشیمنگاه صندلی است.

یک تکه تخته دیگر به صورت عمود بر سطح مسطح و مماس بر دو پایه از چهار پایه قرار می گیرد که به عنوان تکیه گاه از آن استفاده می شود.

( بشدت کار مشکلی این توصیفات و فقط وقتی می توان از صحتش مطمئن شد که برای کسی که تابه حال صندلی را ندیده بخوانی اش و از او بخواهی یک صندلی بسازد! حالا شما فکر کنید وقتی مثلا به یکی از اعضای خانواده درباره ناراحتی تان توضیح می دهید و ماجرا را برای او توصیف می کنید(احتمالا با همین الکنی که من در توصیف داشتم) او چطور می تواند همان رفتار دلخواه شما را انجام دهد؟)

من در به تصویر کشیدن یک شی، از صفات استفاده کردم. صندلی چیست؟ وسیله ای برای نشستن، خب اگر غولی از آسمان به زیر بیوفتد، دیگر نمی تواند روی صندلی بنشیند پس حالا صندلی چیست؟ (هنگ!)

تا جایی که من متوجه شدم، مواد و اشیا از نگاه و اداراکات ما شناخته می شوند. ما فولاد را ماده ای سخت می دانیم، اما اگر کسی وجود داشته باشد که فولاد در دستان او مثل موم باشد، آن وقت فولاد چیست؟

من در به تصویر کشیدن اشیا از متریال مورد استفاده در ساخت آن نام بردم. صندلی چیست؟ وسیله ای برای نشستن که از جنس چوب یا پلاستیک و فلز و ...است. اما آیا مواد مورد استفاده نقشی در اصالت شی دارند؟ چیزی که برای نشستن است حتما باید از این مواد باشد؟  مسلما خیر. پس اصالت با قابل نشستن بودن است نه جنس و رنگ و بو.

همانطور که فولاد از آلیاژهای آهن است که با کربن و سایر عناصر ترکیب می شود و ماده ای سخت را می سازد. آیا هر ماده سختی قرار است از آلیاژهای آهن باشد؟

اما اینجا سوال دیگری مطرح می شود. سختی چیست؟ یا قابل نشستن بودن چیست؟ که این خود منتج شده از ترکیب همان عناصر است. یعنی  وقتی ترکیبی از چوب و فلز صورت بگیرد،چیزی قابل نشستن ارائه می شود. همانطور که با ترکیب عناصر مختلف سختی آهن را باعث می شوند. در کلام ریاضیاتی با مسئله ای یک طرفه رو به هستیم، یعنی:

آ+ب -----> ث

ولی صورت زیر برقرار نیست:

ث------> آ+ب

پس می توان نتیجه گرفت:
" مواد با عناصر سازنده شان "وجود دارند" اما تنها زمانی "درک" می شوند که در ارتباط با "صفات" قرار بگیرند و این صفات خود ساخته " ذهن" ما هستند که این ساخته هم ناشی از "تجربه های" می شود. پس تا مفهومی تجربه نشود، درک نمی شود."




چاپ این مطلب: کلیک کنید

(0 لایک)
نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
 
آمار
بازدیدکنندگان : 2928