X
تبلیغات
رایتل
لذت آفرینی در مسیر - برداشت
اینجا همه برداشت ها شخصی است.
لذت آفرینی در مسیر
پنج‌شنبه 6 مهر 1396 ساعت 10:35 | نوشته ‌شده به دست پرنیان خان زاده

بخشی زیادی از روز من (حدود سه تا چهار ساعت روزانه) در مسیر می گذرد. به همین دلیل برای جلوگیری از اتلاف وقت و همینطور بالا نگه داشتن سطح انرژیم باید حداکثر استفاده را از این ساعات را ببرم. سال های قبل که خیلی کمتر به توسعه فردی و بهره وری از زمانم توجه داشتم، از ساعات متمادی رفت و آمد، هیچ عایدی جز سردرد و احساس خستگی نداشتم. اما این روزها که "آگاهم" به ازاء هر ثانیه چیزی برای آموختن را دارم از دست می دهم، از روش هایی استفاده می کنم که بیشترین بازده را در این ساعات داشته باشم.

صبح ها که انرژی بیشتری دارم و صد البته مترو کمتر شبیه بازار شام است! زبان عربی  میخوانم و در سایت dulingo ( این سایت به صورت مستقیم آموزش عربی ندارد، من از روش عربی به انگلیسی استفاده می کنم که هم انگلیسی را مرور کرده باشم و هم عربی را بیاموزم.) تمرین حل میکنم. (حدود پانزده تا بیست دقیقه)

بعد به مطالعه وبلاگ دوستانم میپردازم.(حدود پنج دقیقه)

سپس متمم را باز می کنم و طبق برنامه ام، درسی را که مشخص کرده ام مطالعه می کنم.( بسته به موضوع درس  حدود بیست و پنج تا سی دقیقه)
مترو کرج به تهران حدود پنجاه تا پنجاه و پنج دقیقه در راه است، که در آن فعالیت های بالا را انجام می دهم.

در مترو درون شهری که اغلب صبح ها شلوغ تر از مترو خارج شهری است و فضایی برای نشستن ندارد، فعالیت هایی را انجام می دهم که باعث کاهش سطح انرژی روزانه نشود و هم چنین برای ذهن من که در فضاهای پرجمعیت خیلی زود به سمت افکار نیهیلیسمی می رود، به قدر کافی منحرف کننده باشد. موزیک انرژی بخش گوش می کنم و یا ویدئو انگیزه دهنده و آموزنده تماشا می کنم. ( البته کاملا دقت می کنم که صدا باعث آزار فردی که کنارم ایستاده نشود.)( حدود بیست تا بیست و پنج دقیقه)

برای مسیر برگشت هم به اقتضای میزان انرژی باقی مانده ام، همراهم یک رمان دارم که حتی الامکان در قطع جیبی است و یا از جنس  "کاغذهای سبکبال" ( چقدر زیباست این اسم، انگار که با برگ برگ این کتابها بال در می آوری و به سبکی پرواز می کنی.). پیوستگی داستان و فضای رمان باعث می شود از مکان کنده شوم و اصلا گذشت زمان را احساس نکنم.

در شرایطی هم که انرژی کافی نداشته باشم به جای مطالعه فایل صوتی گوش می دهم. چشم هایم را می بندم و بی توجه به فریادهای فروشندگان و صورت های عبوس و سرهایِ گرم شده در تلگرام و اینستاگرام، با لذت به صدای گیرایِ دکتر سروش دل می دهم.

این برنامه ریزی باعث شده این روزهایم دلچسب تر از قبل بشود، خوراک فکری روزم تأمین شود و معمولا در راه هم لبخند به لب داشته باشم.




پی نوشت: من تلفن همراه هوشمند ندارم و از تبلت برای خواندن متمم و کتاب الکترونیکی استفاده می کنم.

چاپ این مطلب: کلیک کنید

(0 لایک)
نظرات (1)
جمعه 21 مهر 1396 ساعت 02:27
سلام
برنامه جالب و دقیقی دارید.
من هم چنین تجربه ای در مترو دارم.
گوش دادن موسیقی و خواندن کتاب و گوش دادن به فایلهای صوتی و...( البته اگر کلافه و... نباشم)
یه بار باید خوب بنویسم از این فکرای مترویی! شاید اگر سقراط بود الان تو مترو تهران کرج به گفتگو می نشست شایدم اکادمی افلاطون تو همین مترو بود از بس که جای خوبی تو این بازار مسگرا ساکت فکر کنی !
پیشنهاد می کنم در مسیر مترو همراه با موسیقی کتاب 18 اثر از کریستین بوبن رو بخونید. واسه من که جزو کتابهای مترو خونده شده لذت بخش بود.
نثر خوبی دارید و احساس می کنم کمی هم تو حوزه فلسفه و دین مطالعه داشتید خیلی خوبه.
امین آرامش عزیز خیلی داره تلاش می کنه برای وردپرسی کردن دوستان ولی اگر فضولی نباشه توضیه می کنم حداقل قالب وبلاگتون رو عوض کنید ، حیفه.

با ارادت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
سپاسگزارم از لطفتون و پیشنهادات خوبتون. حتما در نکاتی که برای تحلیل وبلاگم قرار هست در نظر بگیرم، پیشنهادات شما و امین آرامش عزیز رو لحاظ می کنم.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
 
آمار
بازدیدکنندگان : 2928