X
تبلیغات
رایتل
بر دل و دینِ خرابت نوحه کن - برداشت
اینجا همه برداشت ها شخصی است.
بر دل و دینِ خرابت نوحه کن
یکشنبه 9 مهر 1396 ساعت 11:27 | نوشته ‌شده به دست پرنیان خان زاده

حسین(ع) یکی از شخصیت های مورد علاقه مولانا است. اشعار نغز و روایت های بی بدیلی از حرکت پاکبازانه حسین می کند و او و یارانش را "سبک روحان عاشق" می خواند:

کجائید ای شهیدان خدایی، بلاجویان دشت کربلایی

کجایید ای سبک روحان عاشق، پرنده تر ز مرغان هوایی

کجایید ای شهان آسمانی، بدانسته فلک را درگشایی

کجایید ای ز جان و جا رهیده، کسی مر عقل را گوید کجایی 

کجایید ای درِ زندان شکسته، بداده وام داران را رهایی

کجایید ای درِ مخزن گشاده، کجایید ای نوای بی نوایی

در آن بحرید کاین عالم کف اوست، زمانی بیش دارید آشنایی


سوای این غزل شورانگیز و ارادت نما، جایی مولانا در مثنوی داستانی از شاعری روایت می کند که به شهری می رسد که شیعیانش در عاشورا به عزاداری و نوحه سرایی می پردازند.

روز عاشورا همه اهل حلب، باب انطاکیه اندر تا به شب

گرد آید مرد و زن جمعی عظیم، ماتم آن خاندان دارد مقیم

ناله و نوحه کنند اندر بکا، شیعه عاشورا برای کربلا

بشمرند آن ظلم ها و امتحان،کز یزید و شمر دید آن خاندان

نعره هاشان می رود در ویل و وشت، پر همی گردد همه صحرا و دشت

 شاعر از این شور و فغان عظیم شگفت زده می شود و به دنبال جایی می گردد که این واقعه در حال رخ دادن است و درصدد می شود مرثیه ای در وصف این اتفاق جانسوز بگوید.

یک غریبی شاعری از ره رسید،روز عاشورا و آن افغان شنید

شهر را بگذاشت و آن سوی رای کرد، قصد جست و جوی آن هیهای کرد

پرس پرسان می شد اندر افتقاد، چیست این غم؟ بر که این ماتم فتاد؟

این رئیس زفت باشد که بمرد، این چنین مجمع نباشد کار خرد

نام او و القاب او شرحم دهید، که غریبم من، شما اهل دهید

چیست نام و پیشه و اوصاف او؟ تا بگویم مرثیه زالطاف او

مرثیه سازم که مرد شاعرم، تا ازینجا برگ و لالنگی برم

فردی از اهالی ده به عتاب او را گفت که در پیش مومنان این ماجرا از طوفان نوح هم شناخته شده تر است و تو چون شیعه نیستی غم و درد این روز را نمی توانی درک کنی.

آن یکی گفتش که هی دیوانه ای! تو نه ای شیعه، عدو خانه ای

روز عاشورا نمی دانی که هست، ماتم جانی که از قرنی بهست

پیش مومن کی بود این غصه خوار،قدرِ عشق گوش، عشق گوشوار

پیش مومن ماتم آن روح پاک،شهره تر باشد ز صد طوفان نوح

شاعر اما جوابی درشت برای این "شیعه عزادار" در آستین دارد که شاید بیش از هر وقتی مناسبِ حالِ امروز ماست. شاعر به او می گوید،اگر این اتفاق سال ها پیش افتاده است چطور شده که شما امروز به عزا جامه می درید؟ به کران و کوران هم وصف ماجرا رسیده. آیا شما خواب بودید؟ اگر این طور است برای خودتان عزاداری کنید، که این خواب غفلت بدترین مرگی است که هر کس می تواند دچارش بشود.

گفت آری،لیک کو دور یزید؟ کی بدست این غم؟ چه دیر این جا رسید!

چشم کوران آن خسارت را بدید، گوش کران آن حکایت را شنید

خفته بودستید تا اکنون شما؟ که کنون جامه دریدید از عزا

پس عزا بر خود کنید ای خفتگان! زان که بدمرگی ست این خواب گران

شاعر ادامه می دهد که این روز، روزی است که خسرو دین، از زندان رها می شود و قفل و زنجیر می شکند. چه جای جامه دریدن و ماتم گرفتن است این؟ بلکه وقت شادی است.

روح سلطانی ز زندانی بجست، جامه چه درانیم و چون خاییم دست؟

چون که ایشان خسرو دین بوده اند،وقت شادی شد چو بشکستند بند!

سوی شادروان دولت تاختند، کنده و زنجیر را انداختند

او می گوید تو اگر ذره ای با این بزرگ آشنا بودی، می دانستی امروز، روز ملک و پادشاهی است. ولی اگر از این آگاه نیستی بنشین و بر نا آگاهیت از دین و معرفت نوحه و عزا کن که بیش از این داستان کهن چیزی نمیبینی و نمی دانی! اگر چیزی بیش از آن می دانستی، دلیری و جان سپاری و پاکبازی را می آموختی.

روز ملکست و گش و شاهنشهی، گر تو یک ذره ازیشان آگهی

ور نه ای آگه، برو بر خود گری، زانک در انکار نقل و محشری

"بر دل و دین خرابت نوحه کن، که نمی بیند جز این خاک کهن"

ور همی بیند، چرا نبود دلیر؟ پشتدار و جان سپار و چشم سیر

در رخت کز می دین فرخی، گر بدیدی بحر کو کف سخی

آنک جو دید آب را نکند دریغ، خاصه آنکه دید آن دریا و میغ


پی نوشت: در روزهایی که از حسین فقط تشنگی اش و بریدن سرش و تیر خوردن پیکرش "فریاد" زده می شود و گریه کردن بر او پاک کننده تمام گناهان معرفی می شود،  تعابیر مولانا، آب خنکی است که بر جانهای عطشان نوشانده می شود. نگاه "غم زدایش" از هر واقعه دنیا را جای زیبایی برای زیستن می کند و آرامشَ جان می بخشد به بی قراران. 

چاپ این مطلب: کلیک کنید

(1 لایک)
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
 
آمار
بازدیدکنندگان : 2928